حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

47

تاريخ قم ( فارسي )

بوده و جويهايى كه بعد از آب دادن كشت آن را گشوده‌اند و بموضعهاى ديگر كه آن را بوده برده‌اند و يك مستقه جعفر بن داود بن عمران تصرف كرده و يك مستقه آن را نضر بن عامر داشته و آنچ آل سعد بر آن وقوف نيافته و آدم بن موسى و على بن تاجيكه و عبديل بن مالك در آن خلاف كرده‌اند در قسمت كردن على بن هندو [ 1 ] دو مستقهء ديگر پس مجموع آن مساتيق مع الزيادات ششصد و هفتاد و شش مستقه و سه دوانيق و حبّه اى و نصفى باشد پس معلوم شد كه آب رودخانه با ربع و خمس و وضع كه آن سه مستقه و دو دانق بود هشتصد و پنجاه و هشت مستقه و سه دوانيقاند ، ذكر صورت آب رودخانه ها و كيفيت منبع و منشاء آن بقم ، روايت كرده‌اند بعضى از مردمان قم كه آب اين رودخانه كه ميان قم و كميدان جاريست و مصبّ و رفتن آن با قمرودست اصل اين از ناحيت تيمره است كه از منبعى و موضعى كه بنزديك قريه اسفيده است از ناحيت تيمرهء كبرى و گويند كه آنجا كوهيست كه آن را [ 2 ] خوانند از جهت آن كوه و طرف آن را جانان خوانند آب از آن بيرون مىآيد و از آنجا بقم [ ميرود ] و هر گاه كه آب رودخانهء قم زياده بر احتياج ضيعتهاى حوالى قم بودى آن زياد را بقم روان كردندى پس آن آب بقمرود بموضعى كه آن را صحراى مسيله خوانند فرو ميرفت و ناپديد ميشد و بعضى روايت كرده‌اند هم از مردم قم كه آن آب كه مستغنى بودند از آن و بدان احتياج نداشتند از رودخانه هاى قمرود و قارص و سناباد ميرفت تا بيابانى كه بنزديك دير كچ است كه آن موضع را [ 3 ] خوانند و آنجا سوراخى بزرگست آن آب در آنجا ميرود و نميدانند كه از آنجا بكجا ميرود و آب رودخانهء قم بيشتر ايام و شهور سال جارى بوده است و در بعضى اوقات منقطع و بريده شده مگر آن قدر آب كه در جويها مىبستند و بضيعتهايى كه نزديك شهر بود ميبردند و الله اعلم ، ذكر آبهايى كه به آب رودخانه اضافت كرده‌اند از مواضع ديگر از تيمره و انار ، و آن آبها را باصطلاح اهل عرب اوغرات گويند و بعضى از مشايخ قم چنين

--> [ 1 ] - در محاسن اصفهان تأليف مافروخى : ابو الفرج هندوالقمى ضبط گرديده است ( بصفحه 31 - 80 طبع اينجانب رجوع نماييد ) [ 2 ، 3 ] - در اصل بياض ،